مامانی ...بابایی... متشکریم
مامانی..بابایی... متشکریم متشکریم که عاشقانه و خالصانه بخش زیادی از زحمات و دشواری های ما رو به دوش کشیدین متشکریم که ما رو با این همه بی تجربه گی تنها نذاشتین و مهربانانه کنارمون ایستادین مامانی.. من می دونم که شما به خاطر کسالتی که داری باید روزی ١٤ تا قرص بخوری تا بتونی سرپا باشی، اما لحظه ای از پسر شیطون من غافل نمی شی... من می دونم که مچ پاهات از بس که رادمهر رو روشون گذاشتی و خوابوندی باد کرده... من می دونم که گردن و شونه ات به خاطر بغل کردن رادمهر درد می کنه طوری که شب تا صبح نمی تونی راحت بخوابی... من می دونم که صبحا زود پا می شی و سوپ و حریره بادوم رادمهر رو به روز درست می کنی تا وقتی می یاد خونه تو...
نویسنده :
مامان رادمهر
13:43









