من کلی برنامه برای شش ماهگیت داشتم... اما بابا جون به مدت 3 هفته پیشمون نبود و خلاصه همه برنامه ها حسااااابی عقب افتاد ... از جمله اونها یه مهمونی کوچولو برای نیم ساله شدنت بود که با سه هفته تاخیر جمعه شب با حضور پرشور عزیز جون، مامان بزرگا و بابا بزرگا، خاله جونا و عمه جون و ... برگزار شد... خیلیییییییی خوش گذشت .. تو بی نهایت آتیش سوزوندی و حتی بعد از رفتن مهمونا هم کوتاه نمی اومدی و همچنان می خواستی بازی کنی ...بابا جون از کل ماجرا برات هم فیلم برداری کرد هم عکس انداخت... برای اطلاع از شرح مهمانی مراجعه شود به عکس ها و فیلم ها... بعد از مهمونی برنامه آتلیه داشتیم که اونم افتاد این هفته... حالا اگه دوباره کاری ...