رادمهررادمهر، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

رادمهر

یه روز خوب...

1390/10/6 9:53
نویسنده : مامان رادمهر
403 بازدید
اشتراک گذاری

رادی رادان امروز اولین برف زمستونی داره می یاد...niniweblog.comخیلی قشنگه، منم که عاشق برف... به به... برای همین هم خیلی خوشحالمniniweblog.comهم خیلی ناراحتniniweblog.com...خوشحال بابت رسیدن فصل محبوبم و ناراحت بابت اینکه بابا جونی دوباره چند روز پیشمون نیست.اینجور موقع ها حس می کنم یه نیمه ام نیست...niniweblog.com

 

نازنینم امیدوارم خدای مهربون در آینده یه عشق پاک سر راهت بذاره تا شیرینی اون رو بچشی و ازش لذت ببریniniweblog.com

 نمی گم هر روز عاشقی گل و بلبل و بگو بخنده نه هم روزای خوش

دارهniniweblog.comهم ناخوشniniweblog.comو این از سالم بودنشه.... گرچه می دونم بابا جونی وقتی اینا رو بخوونه خیلییییییییی روش زیاد می شه اما مجبورم اعتراف کنم که الان دلم برای نیمه خودش تنگه....niniweblog.com

ای بابا چی می خواستم بگم چی شد.... غرض از مزاحمت این بود که چند روزه که تو در چرخ خیاطی مامانی رو می گیری و روی زانوات بلند می شی بعد همون جوری می مونی یا می ری مثل کوآلا از لوله خرطومی جارو برقی آویزون می شی و من که عاشق این حرکتتاتم یواشکی نگاهت می کنم و کلی می خندمniniweblog.com

 بعد این که چهار دست و پا دو قدم می ری و چون سرعتت کند می شه دوباره سینه خیز می ری که زودتر به هدفت برسیniniweblog.com

 

... و از همه جالب تر این که دیروز یه اسباب باز جدید به اسباب بازی هات اضافه شد اونم شارژر جارو شارژی مامانی بود...دقیقا یک ساعت بدون اینکه جیکت دربیاد باهاش بازی کردی...منم 150 تا عکس ازت گرفتم... بعدش دیدم داری شارژر رو ناکار می کنی با شارژر اولین موبایلم که برام صد در صد خاطره است عوض کردم...حالا کلی باهاش حال می کنی... آخه سیمم شد وسیله بازی؟  niniweblog.com

خدای مهربون در پناه خودش حفظت کنه... هم تو رو هم بابا جونی رو و هم تک تک عزیزانم رو...niniweblog.com

راستی چیزی نمونده به 8 ماهگیتا...niniweblog.com

بابا جونی دوستت داریم زودتر برگرد...niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

سمیرا مامان آنیتا
6 دی 90 11:10
صوفی جونم خدا ایشالا عشق پاکت رو برات نگه داره و روزگارتون هر روز قشنگ تر از دیروز باشه رادمهر گلم تو هم که به سیم و وسیله برقی علاقه مندی خاله خطرناکن به خدا ، فکر کنم تو و آنیتا آخرش مهندس شین
سپید مامان علی
6 دی 90 13:21
صوفی جان امیدوارم نیمه ات زودی به خونه برگرده رادمهر جونی ششما هم مثل علی به سیم علاقه داری من طناب بازی بهش دادم جای سیم کلی باهاش حال کرد
هدی مامان مبین
6 دی 90 15:47
عشقتون پایدار روزهای زندگیتون شاد مامانی یه عکس از اون 150تا میذاشتی برامون اخه چرا شما ها عاشق سیم هستید؟؟فدای مهندسان کوچک
خاطره مامان بردیا
7 دی 90 12:11
انشاء اله که همسری به سلامتی میره و میاد.. قربون این رادی رادان برم که عاشق شارژر جارو شده.. بردیا هم به سیم علاقه منده شدید
مامان رانيا
7 دی 90 13:51
الهي بابا جوني زودي بر مي كرده و دل هر دو شاد مي شه اولين برف زمستوني هم مبارك رادمهر قراره مهندس بشه واسه همين دوست داره رانيا من عاشق كنترل تي وي
مامي گل
7 دی 90 14:21
قربون اين پسمل با نمك ايشا... به سلامت بر گردن غصه نخور
مامان ویانا
7 دی 90 14:34
واس واس رادمهر خوشگله اولین زمستون بودنت مبارک .... حسابی به مامانت برف پرت کن پس
کاوه کوچولو
8 دی 90 15:25
صوفی جون خوبکاری کردی اعتراف کردی و سبک شدی....... ما فکر میکنیم طرف مقابلمون پر رو میشه اما اینطور نیست... خدا یه مصلحتی میدونه که بچه رو تو دامن مادرها میزاره ....دست خودمون نیست عزیزم شدت عشق و دوست داشتن اتومات بالا میره..........................سه تایی خوش باشید ...........
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رادمهر می باشد