یه روز خوب...
رادی رادان امروز اولین برف زمستونی داره می یاد...
خیلی قشنگه، منم که عاشق برف... به به... برای همین هم خیلی خوشحالم
هم خیلی ناراحت
...خوشحال بابت رسیدن فصل محبوبم و ناراحت بابت اینکه بابا جونی دوباره چند روز پیشمون نیست.اینجور موقع ها حس می کنم یه نیمه ام نیست....gif)
نازنینم امیدوارم خدای مهربون در آینده یه عشق پاک سر راهت بذاره تا شیرینی اون رو بچشی و ازش لذت ببری.gif)
نمی گم هر روز عاشقی گل و بلبل و بگو بخنده نه هم روزای خوش
داره
هم ناخوش
و این از سالم بودنشه.... گرچه می دونم بابا جونی وقتی اینا رو بخوونه خیلییییییییی روش زیاد می شه اما مجبورم اعتراف کنم که الان دلم برای نیمه خودش تنگه.....gif)
ای بابا چی می خواستم بگم چی شد.... غرض از مزاحمت این بود که چند روزه که تو در چرخ خیاطی مامانی رو می گیری و روی زانوات بلند می شی بعد همون جوری می مونی یا می ری مثل کوآلا از لوله خرطومی جارو برقی آویزون می شی و من که عاشق این حرکتتاتم یواشکی نگاهت می کنم و کلی می خندم.gif)
بعد این که چهار دست و پا دو قدم می ری و چون سرعتت کند می شه دوباره سینه خیز می ری که زودتر به هدفت برسی.gif)
... و از همه جالب تر این که دیروز یه اسباب باز جدید به اسباب بازی هات اضافه شد اونم شارژر جارو شارژی مامانی بود...دقیقا یک ساعت بدون اینکه جیکت دربیاد باهاش بازی کردی...منم 150 تا عکس ازت گرفتم... بعدش دیدم داری شارژر رو ناکار می کنی با شارژر اولین موبایلم که برام صد در صد خاطره است عوض کردم...حالا کلی باهاش حال می کنی... آخه سیمم شد وسیله بازی؟ .gif)
خدای مهربون در پناه خودش حفظت کنه... هم تو رو هم بابا جونی رو و هم تک تک عزیزانم رو....gif)
راستی چیزی نمونده به 8 ماهگیتا....gif)
بابا جونی دوستت داریم زودتر برگرد....gif)


یه روز خوب...
