قولت یادت نره
داشتیم با هم از مهد می اومدیم... مامان بغلم می کنی؟ (تو این گرما ... باشه دیگه دلم نیومد بگم نه ماشالله بزرگ شدی ... ) حالا تو بغلمی... _: مامان اداره بابا کو؟ _: اوناهاش _: مامان من بزرگ شم تنهایی می یام سرکار بعد با پولام برای تو لباس می خرم یعنی من انقدر خندیدم که دستام شل شد و مجبور شدم بذارمت زمین... ما که اصلا تو خونه درباره خرید لباس و اینا حرف نزدیم... قرار هم نبوده بخریم پس چرا تو فکر کردی وقتی بزرگ شدی باید با پولت برای مامانت لباس بخری؟ به هر حال من بسی شاد شدم... آخه کدوم خانمو دیدی از خرید لباس بدش بیاد بهت گفتم پس یادت بمونه ها گفتی آره یادم می مونه... می خر...
نویسنده :
مامان رادمهر
12:15



