نوزده ماهگیت مبارک
نوزده ماهگیت مبارک عزیزترینم... شیرینم... گوشه دلم... پسرم... رادانم چقدر برام راحت شده گفتن از این ماه های رفته... چقدر این ماه ها دارن زود زود میرن... نمی دونم من خسته ام و سرعتم کم شده یا زمان خیلی زرنگ شده... نوزده ماهه شیرین من این روزا تقریبا تمام خونه مون در کنترل کامل توئه؛ خونه مون یه جورایی شده پادشاهی کوچک رادان... پادشاهیت مستدام نازنینترینم... می شینیم که تو ماشین تو به بابا می گی آنگام... آنگام؛ یعنی آهنگ بذار بعد حرکت کن؛ قربون دل کوچولوی شادت بشم؛ لطفا به خاطر دل منم که شده شاد بمون نمی دونم چرا تازگیا انقدر پستونکی شدی؛ گوم گوم این صدای توئه که می گی پستونکم رو بدین، حالا چرا بهش می گی گوم نمی دونم بهت م...
نویسنده :
مامان رادمهر
16:19




