14 ماهگیت مبارک عزیزترینمممم
میوه دلم، عزیز دلم، عزیزترینم امروز ١٤ ماهه شدی و من انقدر غرق در تماشای دیدن روی ماهتم که فراموش کردم تو روز به روز داری مستقل تر و بزرگ تر می شی... وقتی خیلی ازم آویزون می شی و حتی نمی ذاری یک آن به حال خودم باشم گاهی اوقات خسته می شم ولی از اون طرف هر وقت می بینم واسه خودت داری مستقل می شی و هر روز بیشتر روی پای خودتی ته دلم می لرزه... ١٤ ماهه که تو خونه مون بوی صابون و لوسیون بچه می یاد و من وقتی در خونه مون رو باز می کنم یه جوری نفس می کشم که همه این بوهای خوب رو یهو مال خودم کنم بعدشم می گم آاااخیییش چه عطری دارن فرشته ها... ١٤ ماهه که یه دونه چایی رو تنهایی تا آخرش نخوردم مگر این که جایی بودم که تو نبودی... آخ...
نویسنده :
مامان رادمهر
10:40






