رادمهررادمهر، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

رادمهر

اردیبهشت زیبا سلام

اردیبهشت زیبا سلام   قشنگترین ماه خدا سلام چه خوب شد زودتر اومدی... منتظرت بودم... خیلی... دوستت دارم اردیبهشت ... خیلی رادمهر بیشتر از همه منتظرت بود تمام هفته ها و روزا و رو شمرده تا تو زودتر بیایی...   می دونم پر از خبرای خوبی می دونم پر از اتفاقای شادی   عین بچه ها چشمامو بستم و دستامو آوردم جلو... منتظرم... یکی پس از دیگری... خبر خوش پشت خبر خوش... شادی پشت شادی   ما منتظریم...   ...
1 ارديبهشت 1394

مرغ نیما

رادمهر: مامان آقاهه مرغ نیما دستشه... من: نه گلکم اون همستره اصلا پرنده نیست رادمهر: مامان من مرغ نیما می خوام من: مرغ نیما چیه رادمهر: همون پرندهه دیگه... حرف می زنه من: آهان مرغ مینا   الکی مثلا من نمی دونم تو چی می گفتی   خب الان من حق دارم یه لقمه چپت کنم یا نه؟ مرغ نیما آخه  ...
17 فروردين 1394

دهنگ برای عید

مامان برای عید ماهی می خریم؟ بله می خریم... ماهی گلیای خوشجل موشجل... مامان دهنگم بخریم...باشه؟ جاااااااااااان؟  پسرم تو تنگ نیم وجبی خونه مون دهنگ می خواد بندازه.... این یعنی زندگی ...
10 اسفند 1393

ما و عیدی که تو راهه...

مامان بریم دریا... چرا نمیریم مسافرت؟ میشه بریم هتل؟  مامان ماهی گلی بخریم؟  تخم مرغ پس کی رنگ کنیم؟ تخم قناری های کوچولوی منم می ذاری تو سفره؟ مامان پس کی عید میشه؟ *** اینو خیلی قبول دارم که عید مال بچه هاست اما تو خونه ما عید مال همه است... شور و هیجان عیدانه ما امسال بیشتر از سالای دیگه در تو اثر کرده و حالا بی قرار اومدن عیدی... بی قرار همون کارهای ساده و کودکانه که دل هر سه مون رو شاد می کنه... تخم مرغ رنگی، ماهی گلی ، مسافرت ، مهمون بازی و لباس نو... با این تفاوت که ما صبر داریم اما تو نه... دلت داره پر می کشه برای یه مسافرت... مثل خودمی ... دلت زود به زد سفر می خواد...  از ...
2 اسفند 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رادمهر می باشد