قهر من و تو
بعضی وقتا آبمون با هم تو یه جوب نمی ره؛ تو می خوای کار خودتو بکنی و منم به حکم مادر یودنم مجبورم سفت و سخت جلوت بایستم... آخیییی قربون اون نگاه کودکانه ات که وقتی عصبانی می شم ازم می دزدی و صورت ماهت با دستات قایم می کنی تا منو نبینی...... آخ که نمی دونی اون موقع ها محکم بودن چقدرررر سخته، اما اگه نباشم.... بعضی وقتا جیغ می کشی ، داد و هوار راه می ندازی ، منم مثلا توجه نمی کنم اما بعد داد و هوارت که تموم می شه یه بار تو قدم پیش می ذاری برای آشتی یه بار من... قدم قدم می یای جلو و می خندی منم بهت می خندم و سفت سفت همو بغل می کنیم و تموم...اما وقتی نوبت منه که البته 99 درصد مواقع نوبت منه وقتی می شنوم گریه و جیغت تموم شده و داری با خو...
نویسنده :
مامان رادمهر
14:22



