ماما... جانم
دیگه به خیال خودم بزرگ شدم... ازدواج کردم خودم مادرم ولی هر وقت مامانم رو صدا می کنم می گه جانم... _: مامان _: جانم.... _: مامانی _: جونم.... همیشه با خودم فکر می کردم مامان چه حسی داره من هر چی صداش می کنم با همون لحن دفعه اول می گه جانم... اما حالا پاسخم رو گرفتم... چه جادویی داره شنیدن این کلمه مامان از دهن فرزند... قشنگ آدم رو مسخ می کنه... انگار با تک تک سلول های بدن مادر شنیدن کلمه مامان ارتباط برقرار می کنه... عاشقترش می کنه... شاید برای همینه که مادرا هیچ وقت خسته نمی شن... فقط کافیه یه بار صداشون کنی ، تمام خستگی هاشون یادشون می ره و با لبخند جوابت رو می دن... این روزا بر عکس هفته های پیش هی می گی ماما و من تازه فهمیدم مام...
نویسنده :
مامان رادمهر
10:55



