رادمهر: 3 ساله
چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز... روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي! بهار، روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است تا دل مادرانه من برای تولد تو شادتر از همیشه باشد گوشه دل مادر، عزیزترین مخلوق خدا برای من وقتی شمع سه سالگی تولدت رو در شب آرزوها فوت کردی در گوشی با خدا از تو گفتم... خدا کنار ما بود... از رگ گردن نزدیکتر نوباوه من، کودک خردسال شیرین سخن من، پاکترین عشق بهاری، شکوفه همیشه بهارم تولدت مبارک سه سال پیش وقتی توی اتاق عمل خانم دکتر صورت تو رو چسبوند ...
نویسنده :
مامان رادمهر
13:06



